کارکنان شما هدف میخواهند. شما باید به آنها کمک کنید تا ببفهمند، چه کاری انجام میدهند، اولین  قدم برای شما این است که بفهمید، شرکت یا سیستم شما چگونه دنیا را بهتر میکند؟ و شغل و سهم کارمندان شما در این بهتر کردن دنیا چقدر است؟ هدف و مقصود نهایی شرکت را در نظر بگیرید، سپس سهم و نقش کارمندانتان را مشخص و تعیین کنید، و به آنها انتقال دهید. به آنها بگویید که برای رسیدن شرکت به این هدف نهایی چه نقشی دارند، و سهم آنها در این دستیابی چقدر است. خیلی آسان است تا به یک مستخدم بیمارستان نشان دهید کاری که او انجام میدهد، بیش از تمیز کردن کف زمین برای بار چهلم است. او سهمی در نجات دادن زندگی انسانها دارد و یا به بنایی که در حال ساخت یک دیوار است، یادآور شوید که او سهم بزرگی در ساخته شدن کلیسا دارد و به عبارتی در حال ساخت کلیسات. همین روشنگری باعث بهبود دید و بالا رفتن نگرش کارمندان نسبت به کاری که انجام میدهند میشود. خیلی مهم و تاثیر گزار است که کارمندی خود و کار و مسئولیتی که بر عهده دارد را مهم، تاثیرگذار و ارزشمند بداند. بداند که مهم است و نبود او در شرکت یا سیستم، باعث ایجاد کمبود و فقدان است. منابع انسانی شما سرمایه شما هستند، هرکدام ار آنها جزئی از سیستم بزرگ شما هستند، که نبود یا درست کارنکردنشان، میتواند به سیستم بزرگتان لطمه بزند.

انگیزه ایجاد یک تفاوت مثبت در زندگی روزانه افراد است

هر شغلی همراه با خود روشهای زیادی دارد که کارکنان میتوانند دردها را کاهش دهند و امید را باز گردانند و زیبایی را برای دنیا به ارمغان بیاورند. کمک به کارکنان برای ایجاد ارتباط معنا دار بین کارکرد روزانشان و مفاهیم عمیق و پایدار کار آسانی نیست. اما با کمی صرف وقت و حوصله و بررسی، میتوان آن را ایجاد کرد. صحبت با کارکنان در رابطه با ایجاد انگیزه و روشن سازی هدف شغلی آنها بسیار دلپذیر تر از گفتن جمله هایی مانند “آیا راهی وجود دارد که از ترک کردن شرکت منصرف شوید؟” یا “اگر حقوق بیشتری پرداخت شود چطور؟” خواهد بود.

نگرش تیمی

فراموش نکنید، شما یک تیم هستید، همه با هم، همه در کنار هم، و همه دست در دست هم به سمت یک هدف واحد و معین، نقص و ایراد در هر کدام از اعضا و بخشها، باعث نقص و فقدان در کل تیم میشود.